yastibolagh
آشنایی با روستای یاستی بلاغ
پنج‌شنبه 19 تیر 1393 :: 18:58 :: نويسنده : yastibolagh

اصلی و کرم‌ یک داستان عاشیقی است که روایت‌های گوناگون از آن در فرهنگ و ادبیات کشورهای ایران، جمهوری آذربایجان، روسیه، گرجستان، ترکیه و برخی کشورهای آسیای میانه رواج دارد، در اوایل سدهٔ دهم قمری‌/ شانزدهم میلادی به وجود آمده و از همین زمان به بعد در میان مردم ایران، قفقاز، آسیای میانه و آسیای صغیر رواج یافته‌است. کرم‌ عاشق دختری ارمنی می‌شود. اقوام دختر در مخالفت با این عشق فرامذهبی مهاجرت می‌کنند. کرم ۱۱ سال به دنبال اصلی می‌گردد. دست آخر، هنگامی که دو عاشق به هم میرساند، کرم تحت تاثیر طلسم پدر اصلی آتش می‌گیرد. آواز یانیخ کرم که فلبداهه توسط اصلی خوانده می‌شود یکی از ارکان هنر عاشیقی است.

پژوهشگران بر این باورند که خاستگاه اصلی این افسانه آذربایجان بوده‌است. برخی دیگر معتقدند اصلی (معشوق‌) و کرم (عاشق‌)، قهرمانان داستان، در اواخر سده دهم قمری‌/شانزدهم میلادی می‌زیسته‌اند و این داستان در حدود یک قرن پس از آنها شکل گرفته‌است. در بیشتر روایات قفقاز، خاستگاه افسانهٔ اصلی و کرم شهر گنجه یاد شده است. چون در زمان حکومت صفویه این داستان شکل گرفته و چون تبریز در دوران صفویه پایتخت ایران بوده و بعد اصفهان به پایتختی برگزیده شده است بنابر این اساس داستان نیز از آذربایجان و تبریز شکل گرفته و توسط نقالان حکومتی همزمان با انتقال پایتخت به اصفهان، به این شهر منتقل میشود.

بانارلی، پژوهشگر معاصر ترک، می‌گوید اساس این داستان از شعرهای سراینده و نوازندهٔ آوازخوانی به نام کرم دربارهٔ زندگی خود او بوده و به مرور زمان به صورت افسانه‌ای رواج یافته‌است. همچنین به روایت دیگری کرم پسر عنقال‌بیک بوده‌است و در روایت ترکمنی که قرائن و شواهد نزدیکی واقعیت دارد، حوادث داستان در محله قاراملیک یا قره ملیک تبریز روی داده‌است، که به گفته اهالی باغ منتسب به قاراملیک پدر اصلی، گوللو باغ هنوز در این منطقه پابرجا میباشد.

هرچند که این افسانه در میان مردم مناطق مختلف از جمله ترکمن‌ها، ترک‌ها، آذربایجانی‌ها، ازبک‌ها، ارمنی‌ها و قزاق‌ها به صورت‌های گوناگون نقل می‌شود، در تمامی آنها مایهٔ اصلی داستان و قهرمانان آن یکی است. در متن داستان اصلی و کرم، نظم و نثر در هم آمیخته‌است. «عاشیق‌ها» هنگام نقل داستان، قسمت‌های منظوم را همراه ساز به آواز می‌خوانند. سروده‌هایی از این داستان در برخی از جُنگ‌ها و مجموعه‌های خطی مضبوط است و روایاتی از آن نیز به چاپ سنگی انتشار یافته‌است. پس از ترویج چاپ سربی در دوران حکومت عثمانی، نخستین متن بازنویسی شدهٔ اصلی و کرم توسط احمد راسم (۱۳۵۱ ق / ۱۹۳۲ م) آمادهٔ چاپ شد.

هنرمندان کشورهای مختلف براساس افسانه اصلی و کرم که در میان اقوام مختلف به صورت نماد و تمثیل عشق پاک درآمده‌است، منظومه‌ها، داستان‌ها و نمایشنامه‌های بسیاری ساخته و پرداخته‌اند. ناظم حکمت، شاعر معاصر ترک با الهام از این داستان منظومهٔ کرم گیبی را سروده‌است و خاچاطور آبوویان (۱۲۶۴ ق / ۱۸۴۸ م) نویسنده ارمنی داستان «دختر ترک» و نریمان نریمانف داستان«بهادر و سونا» را براساس آن نوشته‌اند. یکی از معروف‌ترین آثاری که براساس این افسانه پدید آمده، اپرای اصلی و کرم است که در ۱۹۱۲م توسط عزیر حاجی بیگوف (۱۳۰۳ ۱۳۶۷ ق / ۱۸۸۵ ۱۹۴۸ م) موسیقیدان و آهنگساز مشهور آذربایجانی تصنیف شده و شهرت جهانی پیدا کرده‌است.

به هرحال آسلی و کرم از داستان‌های مشهور ترکها بخصوص آذربایجانیها است و جایگاهی بخصوص در ادبیات شفاهی ترکی آذربایجانی دارد. آسلی همان مریم نام دختری مسیحی آلبانی تبار، معشوقهٔ کرم عاشق مسلمان داستان است که قاراملیک پدر مریم مانع این عشق می‌شود.

پنج‌شنبه 19 تیر 1393 :: 11:03 :: نويسنده : yastibolagh

چند روز پیش مطلبی تو وبلاگ آوج نیوز دیدم تحت عنوان " جمعیت آوج و آبگرم" که نویسنده وبلاگ اومده بود یه مقایسه ای بین جمعیت بخش آوج و آبگرم انجام داده بود و نتیجه گیری کرده بود که آوج با توجه به جمعیت زیاد بخش باید شهرستان می شد من یه کامنتی روی این مطلب به شرح زیر گذاشتم:

"با سلام خدمت دوستان عزیز. با عرض تشکر از مدیر سایت بابت مطلب خوبشون. باید خدمتتون عرض کنم که مشکل بین آوج و آبگرم در مرکزیت شهرستان هست. حالا جمعیت بخش آوج زیاد بوده و باید مرکزیت به این شهر داده بشه درست نیست. بر اساس ماده 12 قانون تقسیمات کشوری ((چنانچه در محدوده شهرستان بيش از يك شهر وجود داشته باشد آن شهري كه مركز يكي از بخش‌هاي متشكله بوده و از نظر موقعيت طبيعي و شرايط سياسي، اجتماعي و همچنين از لحاظ مسائل اقتصادي ارتباطات و قابليت توسعه و جذب از اهيمت بيشتري برخوردار بوده و مناسبترين كانون شناخته شود به عنوان مركز آن شهرستان تعيين و انتخاب خواهد شد)) حالا قضاوت با شما. کدامیک از این شهرها شرایط مذکور رو دارند؟"

و جواب دوست عزیز وبلاگ نویس فرهیخته آوجی این بود:

پاسخ:دليل اينكه آوج به اين وضع افتاده مسوولين هستند.درضمن ديگه آوج مركز شهرستانه و كاري نميشه كرد و شما مردم آبگرم خودتونو تابع قانون مي دونيد بهتره ديگه قبول كنيد و كاري نميشه كرد.و البته بايد بگيم كه موضوع شهرستان شدن آوج از سال1378 مطرح شده زماني كه استاندار تهران اين موضوع را پيشنهاد كرد. در آن زمان آبگرم جزء دهستان هاي آوج به حساب ميومد تا اين كه در سال 1380 شهر شد.

نمی دونم چی بگم. آوجی ها همینن دیگه. وقتی با دلیل بهشون ثابت کنید جواب سربالا می دن.

روستای یاستی بلاغ بر اساس طبقه بندی های اقلیمی صورت گرفته در پهنه اقلیمی نیمه خشک قرار دارد. میانگین بارش سالیانه در این روستا در طی دوره های طولانی در حدود 300 میلی متر و میانگین درجه حرارت سالیانه 10 تا 12 درجه سانتی گراد می باشد. بنابراین یکی از مسائل حیاتی در این روستا به مانند روستاهای دیگر مناطق خشک و نیمه خشک تامین آب برای مصارف خانگی و کشاورزی بوده است. همانطور که در پست های قبلی نیز اشاره شد چشمه های متعددی در این روستا و اطراف آن وجود دارند. این چشمه ها و البته در برخی مواقع قنات ها پایه و اساس شکل گیری نظام استقرار در روستای بوده است. به گونه ای که شکل گیری بافت روستای یاستی بلاغ بر اساس قناتی بوده که روستاییان نام ( کد بولاغی یا چشمه روستا) را بر این قنات نهاده اند. طول این قنات بسیار کم و در حدود 100 تا 200 متر بوده و آبدهی آن در طی سالهای اخیر به دلیل خشکسالی ها به شدت کم شده است البته عدم رسیدگی به این قنات و لایروبی نکردن مسیر و چاههای آن از دیگر عوامل کاهش آب آن بوده است. در گذشته از آب این قنات برای مصارف خانگی (جهت شرب و شستشوی لباس و ظروف) استفاده می شد ولی با گذشت زمان و اجرای لوله کشی و همچنین حفر چاه در منازل از دهه 70 به بعد آب این قنات دیگر جهت مصارف خانگی استفاده نمی شد و برای زراعت و باغداری استفاده می گردید.

برای استفاده از آب چشمه ها و قنات ها در روستای یاستی بلاغ، ابتدا آب خارج شده از مظهر وارد یک محوطه برکه مانند که در روستا به آن (گول) می گویند، می شد و سپس این آب ذخیره شده بر اساس میزان زمین و باغ به هر کشاورز اختصاص می یافت. نام این برکه های دست ساز توسط روستاییان نیز برگرفته از نام چشمه یا قناتی بود که توسط آن تغذیه می شد به عنوان مثال در خصوص "کد بولاغی" اصطلاح "کد گولی" برای برکه مصنوعی بکار می رفت.

تاثیرات این برکه های مصنوعی که توسط روستاییان برای استفاده از آب جهت امور کشاورزی بوده تاثیرات خیلی مثبتی نیز بر اکوسیستم و محیط زیست مناطق اطراف روستا داشت زیرا این برکه ها علاوه بر ایجاد یک زیست بوم کوچک در اطراف خود در حفظ و نگهداری حیات وحش این مناطق نیز ایفای نقش می کرد. امروزه در اثر خشکسالی های پی در پی، برداشت بی رویه از منابع آبهای زیرزمینی با حفر چاههای عمیق و نیمه عمیق، مهاجرت روستاییان به شهرهای اطراف و عوامل دیگرآب  این منابع یا خشک شده و یا به شدت کم شده است و به همین دلیل علاوه بر تاثیرات منفی بر بخش کشاورزی بر محیط زیست منطقه نیز تاثیر منفی گذاشته است.

از مهمترین چشمه ها و قنات ها و برکه های مربوط به آنها که در روستا و اطراف آن قرار دارند می توان به موارد زیر اشاره داشت:

شکر گولی ( به خاطر آب شیرین و گوارای آن نام شکر بر این چشمه نهاده اند)

کهریز گولی (قناتی است که در حدود 200 تا 300 متر طول دارد)

خرابه گولی (قناتی که در حدود 200 تا 300 متر طول دارد)

عاباس گولی ( احتمالا از نام اولین شخصی که احیاگر آن بوده گرفته شده)

آت اولن ( به معنای محل مرگ اسب می باشد)

فتحلی گولی( احتمالا از نام اولین شخصی که احیاگر آن بوده گرفته شده)

( اعداد استفاده شده در این نوشتار  به دلیل نبود اسناد و مدارک قابل استناد حدودی است و ممکن است با واقعیت فاصله زیادی داشته باشد، اگر از دوستان مراجعه کننده کسی در این زمینه اطلاعاتی دارد لطفا در بخش نطرات ما را یاری فرماید)

یکشنبه 15 تیر 1393 :: 22:53 :: نويسنده : yastibolagh

در این پست به معرفی کتابی در خصوص شاهسونهای بغدادی (همانطور که در پستهای قبلی اشاره شده از نظر فرهنگی و زبانی مردم روستای یاستی بلاغ اشتراکات فراوانی با شاهسونهای بغدادی دارند) پرداخته شده است.

تاريخ فرهنگي ايل شاهسون بغدادي
موضوع:
شاهسون بغدادي
ايلات و عشاير - ايران
پديدآورنده:
نويسنده:عطاء‌الله حسني
ناشر:

ايل شاهسون بغدادي

382 صفحه - وزيري (گالينگور) - چاپ 1 - 3000 نسخه 3 -3-92938-964
964-92938-3-3
تاريخ نشر:25/03/82
قيمت پشت جلد :40000 ريال
كد ديويي:955.9817
زبان كتاب:فارسي

محل نشر:تهران - تهران

معرفي مختصر كتاب:
"ايل شاهسون بغداي "يكي از ايلات استان مركزي ايران است .اين ايل از دو شعبه "لك "و "آرخلو "و بيست و نه طايفه و دويست و بيست تيره و چند صد زيرتيره تشكيل مي‌شود .هسته اوليه ايل بغدادي را نادر در سال 46ـ 1145ه .هنگام نبرد با عثمانيان از نواحي مجاور كركوك به خراسان كوچاند .علت معروفيت ايل مزبور به "بغدادي "هم از اين رو بوده است .طوايف و تيره‌هاي مختلفي از اين ايل در مناطق مختلف ايران و عراق و تركيه و سوريه پراكنده شده‌اند .بدنه اصلي ايل بغدادي پس از انتقال به خراسان با وقوع قتل نادرشاه به نواحي فارس مهاجرت كرد و در اوايل حكومت قاجار در مناطق ساوه، قزوين، همدان و نواحي مجاور استقرار يافت و رشته كوه خرقان طي حكمي رسمي به عنوان محل يورت طوايف آن تعيين شد .ساوه، تفرش، قم، همدان، ملاير، زنجان، قزوين، كرج، شهريار، ورامين، تهران و مناطقي از كردستان و كرمانشاهان از دوران ناصرالدين شاه تا كنون مناطق اسكان و استقرار اين ايل بوده است .پژوهنده در اين تحقيق به منظور دستيابي به حقايقي درباره "ريشه‌هاي تاريخي و وابستگي‌هاي فرهنگي "ايل شاهسون از اشعار و ضرب‌المثل‌ها به عنوان شواهد و مدارك تاريخي سود جسته و با طبقه‌بندي و تجزيه و تحليل آن‌ها تلاش كرده چهره حيات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي ايل بغدادي را ترسيم نمايد . كتاب در سه بخش سامان يافته است .بخش اول به اشعار، شاعران ايل و داستان‌ها اختصاص دارد .در اين بخش سروده‌هايي در باب "عشق و جواني"، "ازدواج و مسائل مربوط به آن"، "مذهب"، "فاصله طبقاتي"، "ارتباط عشاير با روستاها و شهر"، "نقاط جغرافيايي"، "طوايف و تيره‌ها"، "تاثيرات عوامل طبيعي"، "اصطلاحات نجومي " و "نامگذاري اشخاص "بررسي شده، افزون بر آن، خلاصه داستان‌هاي "ورقه و گلشاه"، "معصوم و افروز"، "صيدي و پري خانم"، "شاه اسماعيل و گلزار خانم"، "بهرام و گلندام"، "تيليم خان و مهري"، "كرم و اصلي"، "غريب و شاه صنم"، "محمد و پري " و چند شعر پندآموز و عرفاني در اين بخش درج گرديده است .بخش دوم كتاب به ضرب‌المثل‌ها اختصاص دارد .در اين بخش حيات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي ايل بر اساس ضرب‌المثل‌ها شرح و تبيين شده است .مباحث اصلي اين قسمت شامل "اركان خانواده و روابط دروني و بيروني آن"، "مسائل اقتصادي"، "باورها و مسائل فرهنگي و اجتماعي"، "خوپذيري و تربيت‌پذيري انسان"، "وحدت و همبستگي"، و "وطن "است . بخش سوم به فهرست الفبايي واژگان و كلمات تركيبي اختصاص دارد .در اين بخش معاني و كلمات و تركيبات نيز، نحوه پسوندگيري واژگان نمايش داده شده است .

برگرفته از سایت http://www.ketab.ir

 

یکشنبه 15 تیر 1393 :: 22:46 :: نويسنده : yastibolagh

شاهسون . [ س َ وَ ] (اِخ ) در ترکی یعنی شاه پرست و شاه دوست . مرکب : از شاه فارسی و «سون » ترکی . و این نام را شاه عباس بر فوجی از سپاهیان گذاشت که خاصه ٔ خود بود و فرمان داد هر ایلی که خواهد نام خود را برداشته باین ایل تازه درآید و این نام بر خود نهد و با آنها در بهره ٔ عنایات شاهی شریک باشد. گویند در همان روز اولی که این حکم را کرد ده هزار نفر در آن داخل شدند.(ناظم الاطباء). نام عده ای از قبایل ترک ساکن ایران است که اکنون باید آنها را ترک نامید. معنی این کلمه دوستداران شاه است . شاه عباس اول پس از تسلط بر قبایل ترک عده ای از قبایل مختلف ترک را دعوت کرد که در گروه جدیدی شرکت کنند و نام قزلباش را به آنها داد که به شاهسون نامیده شده اند. در دوران حکومت صفویه بدست این گروه کارهای بسیار بزرگی از آنجمله نگهداری فرمانروایان صفویه برآمد و روزگاری نیز عده ٔ آنها به صد هزار خانوار بالغ گردید ولی بتدریج از تعداد ایشان کاسته شد. در بعضی از مراجع آمده است که تأسیس این گروه بدست پدر شاه عباس بوده است نه خود شاه عباس و این عده در دسته ٔ طرفداران و فدائیان و غلامان خاندان صفویه بودند و در ترویج و گسترش عقائد مذهبی صفویه بسیار مؤثر بوده اند. (از دائرة المعارف اسلامی ).

یکشنبه 15 تیر 1393 :: 22:41 :: نويسنده : yastibolagh

جنوب استان قزوین که از نظر فرهنگی شامل منطقه خرقان می باشد علی رغم قابلیت های بالا بویژه در بخش های باغداری، دامداری، گردشگری و  معدن همیشه از جنبه های مختلف در محرومیت بوده است. تخلیه جمعیتی بسیاری از روستاهای این منطقه و گرایش هرم جمعیتی به سمت پیری، حکایت از وجود نابسامانی در سیستم اقتصادی و خدماتی منطقه دارد. دلیل این محرومیت را باید در سیستم اداری و مدیریتی استان جستجو نمود.مهمترین عامل محرومیت جنوب استان قزوین نتیجه بی توجهی استانداران و مقامات سیاسی استان به این قسمت بوده است. البته دلیل عدم توجه مسئولین به این منطقه را می توان بدین گونه تفسیر نمود که چون اکثر مسئولین و تصمیم گیرندگان در استان از نظر خاستگاه و زادگاه از قسمتهای شمالی و مرکزی استان هستند بالطبع کشش و علاقه بیشتری به مناطق خود داشته و به مناطقی مثل خرقان توجهی ندارند. عامل دیگری که باعث در حاشیه قرار گرفتن منطقه خرقان نسبت به بخشهای دیگر استان گردیده این است که منطقه خرقان از نظر فرهنگی و زبانی تفاوت زیادی با بخشهای مرکزی و شمالی استان دارد و اشتراکات فرهنگی خرقان با برخی مناطق در استانهای همجوار بیشتر می باشد.

در این پست نقشه محدوده های ساخت و ساز موجود، محله بندی و موقعیت خدمات موجود در روستا با استفاده از تصویر ماهواره quickbird قرار داده شده است.

محدوده ساخت و سازهای موجود روستا منهای ساخت و سازهای پراکنده اطراف روستا (اکثراً شامل مرغداریها) در حدود 15 هکتار می باشد.

سیستم محله بندی روستای یاستی بلاغ به تبعیت از شیب روستا بوده و به دو محله پایین (آشاغی محله) و محله بالا (یوخاری محله) تقسیم می گردد. در زلزله سال 1341 محله بالا هیچ آسیبی ندید و محله پایین که در محدوده "کند آستوی" کنونی قرار داشت بطور کلی تخریب و ساکنین این محله به محدوده فعلی منتقل گردیدند.

خدمات موجود در این روستا شامل مسجد و حسینیه، خانه بهداشت، مدرسه ابتدایی، دهیاری، خرده فروشی، نانوایی و تلفن سیار روستایی می باشد که موقعیت این خدمات نیز در تصویر ماهواره ای روستا نشان داده شده است. اکثر این خدمات در اطراف مدرسه قدیمی روستا که به نوعی مرکز تجمع و محل برخوردهای  اجتماعی روستاییان است قرار دارد.

جهت دانلود فتومپ فوق با کیفیت مناسب به لینک زیر مراجعه فرمایید.

http://s5.picofile.com/file/8109430126/3.jpg

پنج‌شنبه 26 دی 1392 :: 21:44 :: نويسنده : yastibolagh

خانوارهای ساکن یاستی بلاغ اکثراً با هم نسبت فامیلی دارند. نامهای خانوادگی در این روستا شامل موارد زیر می باشد:

1-    محمدی

2-    اسدی

3-    میرزایی

4-    سلیمانی

5-    کاظمی

6-    مرادی

7-    بختیاری

8-    جعفری

9-    علیجانی

10-نظری

البته نامهای خانوادگی دیگری نیز در این روستا وجود دارد که ضمن عرض پوزش از آنها ، خواهشمند است در صورت مراجعه به وبلاگ در قسمت نظرات به مدیر اطلاع دهند تا این پست مورد ویرایش قرار گرفته و این نامها اضافه گردد. ولی بطور کلی می توان گفت که 90 درصد ساکنین روستا از نام های خانوادگی ذکر شده هستند.

در ضمن قابل ذکر است که ترتیب ذکر این نامها نیز دلیل خاصی (مثل گستردگی و جمعیت بیشتر) نداشته است.

این خانوارها در طی صدها سال گذشته در روستا ساکن بوده و بدنه اجتماعی روستا را شکل داده اند. در پست های قبلی اشاره گردید که ساکنین این روستا به احتمال زیاد از شاهسون های بغدادی بوده اند که در اواخر دوره زندیه و اوایل قاجار به این ناحیه آمده اند. بین نام های خانوادگی ساکنین این روستا  با طوایف شاهسون های بغدادی هیچ شباهتی نیست که البته می توان دلیل این امر را اینگونه بیان کرد که احتمالاً در دوران بعد از یکجانشین شدن شاهسون های بغدادی در این مکان، به دلیل کاهش پیوندهای عشیره ای و همچنین روحیه عشایری، نامهای خانوادگی نیز در طی زمان تغییر نموده و به نام جد و نیاکان افراد نام گذاری گردیده است. از نظر خصوصیات فرهنگی و زبانی پیوند میان ساکنین این روستا و عشایر شاهسون بغدادی کاملاً واضح و آشکار می باشد به عنوان مثال وجود داستانهای با مضامین عاشقانه، حماسی و اخلاقی که توسط "عاشیق ها" در عروسی ها این روستا با سازهای "چوگور" و "بالابان" در سالهای گذشته خوانده می شد مثل "اصلی و کرم" یا "کورواغلو" و.... یا از نظر آداب و رسوم و زبان اشتراک زیادی با شاهسونهای بغدادی وجود دارد که بیانگر پیوند میان ساکنین این روستا و شاهسون های بغدادی می باشد.

البته نظریه دیگری نیز در این خصوص مطرح است و ساکنین فعلی این روستا و ناحیه خرقان را ساکنین باستانی بومی این ناحیه دانسته و معتقد است که زبان ترکی بعد از ورود ترکها به این ناحیه رواج پیدا کرده است و در اصل زبان ساکنین این روستا و سایر روستاهای ناحیه خرقان "پهلوی" بوده است که اکنون در بخشهایی از استان قزوین مثل تاکستان و بویین زهرا و روستاهای مجاور رواج دارد (تاتی). احمد کسروی در کتاب آذری يا زبان باستان آذربايجان ، زبان مردم آن ديار را تا پيش از ورود ترکان به آن نقاط، و اشاعه زبان و فــرهنگ مسلط ترکــی، آذری ناميــده است و تاتی کنـونـی را ادامه و  بازمانده  آذری معرفی نموده است، و اين بيانگر آن است که اکثر آذری های ترک کنونی، تاتهای ترک شده هستند.

 

 

چهارشنبه 25 دی 1392 :: 19:07 :: نويسنده : yastibolagh

در این پست در خصوص زبان ترکی و شاخه های مختلف آن مطالبی را که از سایت های مختلف گرفته شده قرار می دهم. قابل ذکر است که در روستای یاستی بلاغ و ناحیه خرقان همانطور که در پستهای قبلی نیز اشاره گردید زبان ترکی آذری شاهسونی رایج است. این بخش نیز به دلیل آشنایی بازدیدکنندگان با جایگاه شاخه شاهسونی در بین زبانهای ترکی می باشد.

 
زبان ترکي که زبان عمومي ملتهاي ترک زبان ميباشد به لحاظ کثرت متکلمين آن در جهان پس از زبانهاي چینی،هندي، انگليسي و  اسپانيایـي در جايگاه پنجم قرار ميگيرد.جمعیت متکلمان این زبان به عنوان زبان مادری، ۱۷۰ میلیون تن تخمین زده می‌شود.
زبان ترکی به 29 لهجه و نوع مختلف از کشور چین در شرق آسیا تا منطقه بالکان تکلم می شود که از اینان 22 لهجه دارای گرامر و ادبیات مستقل می باشد. در نقشه زیر موقعیت متکلمین زبانهای ترکی در دنیا نشان داده شده است.(البته در این نقشه ترکهای قشقایی ساکن اصفهان، فارس و کرمان و همچنین افشارهای ساکن کرمان و شاهسون های ساکن فارس نیامده است)

 

زبان ترکی به چهار گروه عمده شامل:

1-گروه شمال شرق (آلتای )
۲-گروه جنوب شرق ( گروه آسیای مرکزی )
۳-گروه شمال غرب ( گروه قیبچاق )
۴-گروه جنوب غرب ( گروه اوغوز )

که از این چهار گروه در ایران گروه جنوب شرق شامل ترکمنها و ازبکها و گروه جنوب غرب اوغوزها شامل ترکان آذری، قشقایی و… بیشترین فراوانی را دارا هستند.
زبان‌های اوغوز شاخه اصلی خانواده زبان‌های ترکی می‌باشد که حدودا ۱۱۰ میلیون نفر در جهان به این زبان سخن می گویند.محدوده تکلم این زبان از بالکان تا چین است.اوغوز در ترکی قدیمی به معنی عدد سی می باشد.در نقشه زیر پراکندگی گروه جنوب غربی (اغوز) نشان داده شده است.

 


زبانهای اوغوز بصورت عمده به سه بخش اصلی تقسیم می گردند؛ این رده بندی بر پایه جغرافیا و ویژگیهای مشترک زبانها است:

گروههای غربی اوغوز شامل زیرگروه های زیر می باشد:

    آذربایجانی: که شامل انواع زبانهای آذربایجانی جنوب شرقی و شمال شرقی و زبان ترکمن‌های عراقی، زبان قشقایی، زبان ترکی افشاری و شاهسون های بغدادی است.
    استانبولی: که شامل زبان ترکی استانبولی، زبان ترکی قبرسی، زبان ترکی عثمانی، زبان گاگاوز و زبان ترکی گاگاوز بالکانی است.
    ترکمنی: که شامل زبان ترکمنی، زبان ترکی خراسانی و بخش اوغوز زبان ازبکی است. در نقشه زیر پراکندگی گروه جنوب غربی (اغوز) نشان داده شده است.


ترکی آذربایجانی:
اما بیش ترین آمار ترکان در ایران ،مربوط به ترکهای آذربایجان می باشد ، که قلمداد می شود این تعداد بیش از 20 میلیون نفر باشد.( این آمار منهای لهجه های است که در تهران ساکن هستند آمار مهاجران ترک در تهران از لهجه های مختلف بالای هفت میلیون نفر است )
 
ایران اولین کشور از نظر ترکهای آذری می باشد و غیر از ایران ترک‌های آذری در کشور های گرجستان،جمهوری آذربایجان ، ترکیه ، عراق(بیش ازیک میلیون ترک آذری در مناطق کرکوک و اربیل)، سوریه ساکن هستند. تخمین زده می‌شو حدود سه میلیون ترک آذری مهاجر در کشورهای دیگر جهان از جمله کانادا، آمریکا، سوئد، استرالیاو... زندگی می کنند.
در ایران از شهر کرج به سمت شمالغرب کشور که حرکت می کنیم زبان ترکی آذری، زبان رایج و مرسوم مردم می باشد که خود زبانشان را ترکی می‌نامند و به اشتباه لهجه ترکی آذری گاه زبان آذری نیز نامیده می شود. ترکی آذری در استانهای آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، زنجان، قزوین و همدان بصورت عام و در برخی مناطق استانهای کردستان،گیلان،تهران،و مرکزی و قم رواجی خاص دارد..
ترکی آذری به نوبه خود در شهرها و طوایف مختلف گرامر و لهجه خاصی دارا است . عمده زیر شاخه های لهجه ترکی آ ذری در ایران عبارتند از: تبریزی ، قاراپاپاخ ، افشاری ، شاهسون ، بهارلو، قره داغی ، رستم خانلی ، مراغه ای ، یامچی و ...
همانگونه که اشاره شد ترکی آذری جزو گروه جنوب غرب یعنی گروه اوغوز می باشد. که این نوع ترکی با لهجه های مختلف خود از منطقه غرب دریاچه خزر شروع و تا شبه جزیره بالکان در اروپا گسترده است. به همین خاطر یک ترک شاهسونی ساکن خرقان خیلی راحت و بدون مشکل می تواند با یک ترک زبان ساکن شهر موستار در کشور بوسنی و هرز گوین به زبان مادری خودهم صحبت کند در حالیکه همین فرد با یک ترکمن مثلا از شهر گنبد کاووس در رساندن و فهم کلام به زیان مادری دچار مشکل خواهد شد.
از نکات جالب توجه اینکه بین ترکی آذری با ترکی کشور ترکیه تا قبل از قرن پانزدهم میلادی تفاوت چندانی محسوس نبود و پس از آن با فتح شهر استانبول ترکی در غرب ترکیه شامل تغییرات و ملایمت گردیده و زبان ترکی استانبولی را از ترکی آذری متمایز می سازد..

چهارشنبه 25 دی 1392 :: 12:46 :: نويسنده : yastibolagh

در این پست تصویر ماهواره ای مایل روستای یاستی بلاغ را قرار می دهم(بر گرفته از گوگل ارث، ماهواره quickbird). در این تصویر موقعیت روستا و ناهمواریهای اطراف تا حدودی مشخص گردیده است. شیب روستا از جنوب به شمال نیز به آسانی قابل تشخیص می باشد. در قسمت جنوبی "زه" (زه یک چشمه در پای تپه های جنوبی است که به عنوان آبشخور جهت حیوانات اهلی و وحشی می باشد)، رشته کوههای خرقان قرار گرفته است که روستای هلدر نیز که در تصویر نیز مشخص گردیده، یکی از روستاهای پایکوهی این رشته کوه است.

 

برای دانلود تصویر با کیفیت مناسب به لینک زیر مراجعه فرمایید.

http://uplod.ir/n620usih1g8r/1.jpg.htm

 

پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران